معرفی کتاب درست دعوا کنید!
نویسنده: جان گاتمن، جولی شوارتز گاتمن
مترجم: شراره توکلی
ناشر: میلکان
این اثر در دستهی کتابهای خانواده و ازدواج قرار میگیرد و برای زوجهایی که میخواهند مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشند و برای درمانگران و مشاوران خانواده مناسب است.این کتاب برای تمام زوجهایی که به دنبال حل اختلافات و تعارضات خود هستند و همچنین زوجهایی که در صلح و آرامش به سر میبرند، مناسب است.
در بخشی از کتاب درست دعواکنید! میخوانیم:
بدرفتاری جزو خطوط قرمز رابطه است. بااینحال، ۵۰ درصد زوجهایی که سراغ درمان میآیند، درجاتی از خشونت را حین تعارض تجربه کردهاند که همیشه نیز جزو خطوط قرمز نیست. اما ببینیم تفاوت در چیست.تحقیقات (ما و دیگران) از دو نوع خشونت خانگی پرده برداشتهاند: خشونت موقعیتی و خشونت شخصیتی. خشونت خانگی موقعیتی وقتی رخ میدهد که مشاجره از کنترل خارج میشود، تنش شدت میگیرد، «چهار سوار» معروف از راه میرسند و مشاجره به اعمال خشونت خفیف مانند سیلی زدن یا هل دادن یکدیگر منتهی میشود. هر دو طرف خشونت میورزند و متعاقباً احساس ناخوشایندی پیدا میکنند. هر دو میخواهند به این جریان خاتمه دهند. اکثر خشونتهای خانگی در آمریکا (۸۰ درصد) موقعیتی هستند، یعنی به حوادثی محدود میشوند که خارج از دایرۀ کنترل هستند و ربطی به الگوی سلطه و کنترلگری ندارند. خشونت خانگی موقعیتی، ازطریق آموزش و حمایت قابلپیشگیری است؛ ما به مدت بیست هفته، زوجهایی که خشونت خانگی خفیف را تجربه میکردند، مطالعه کردیم و دریافتیم که یادگیری تکنیکهای مدیریت تعارض، خودآرامسازی برای کنترل طغیان با استفاده از دستگاه بیوفیدبک و راهبردهای تقویت دوستی و صمیمیت از اشاعۀ خشونت خانگی موقعیتی جلوگیری میکند. نتایج پیگیری هجدهماهۀ ما نیز نشان داد که زوجهای داوطلب با آرامش بیشتری به تعارضات خود رسیدگی میکردند و دیگر خبری از افزایش خشونت نبود.خشونت شخصیتی داستان دیگری دارد. در این خشونت، یکی مجرم است و دیگری قربانی. قربانیان در ۸۵ درصد مواقع زنان هستند. ما در تحقیقات خود درخصوص افرادی که به خشونت خانگی شخصیتی رومیآورند به دو الگو، دست پیدا کردیم: «پیتبول» و «کبرا». پیتبولها حسودند و حس مالکیت دارند، از متارکه میترسند و سعی میکنند بین شریک زندگیشان و دوستان و اعضای خانوادهاش فاصله بیندازند. در این میان، کبراها غیرقابلپیشبینی، دمدمیمزاج و عصبی هستند و بیدلیل از کوره درمیروند. هیچکدام هم مسئولیت خشونتشان را بر عهده نمیگیرند و در عوض، قربانی را بابت رفتاری که بهزعم آنها باعث اعمال خشونت شده سرزنش میکنند.
بریدههایی از کتاب درست دعوا کنید!
عصبانیت هیچ اشکالی ندارد. مهم نحوهٔ ابراز آن است. هرگز نباید خشم را با هدف تحقیر یا انتقاد از شریک زندگی ابراز کرد.
ما در نقطهٔ حساسی از تاریخ بشر قرار داریم و باید در سراسر جهان، در هر عرصهای، یاد بگیریم که سپرها را زمین بگذاریم، حرفمان را راحت بزنیم و برای صلح و تفاهم مبارزه کنیم. این کار از چهاردیواری خانه آغاز میشود. روابط عاشقانهٔ ما سازندهٔ جوامع بزرگتر ما هستند و تأثیر شگرفی بر فرزندان، دوستیها، اعضای خانواده و همبستگی ما در محل کار دارند. این روابط ظرفیت بخشندگی ما در قبال جهان را تحتتأثیر قرار میدهند و تحولآفرین هستند و شکلِ یکی شدن اعضای جامعه را دگرگون میکنند. اگر درست جنگیدن در خانه را بیاموزیم، یاد میگیریم میان اقوام، در دل شکافهای سیاسی، در جامعه و بهعنوان یک انسان نیز درست بجنگیم.
در واقع، حمایت از چیزی که زنان واقعاً به آن نیاز دارند میتواند گاهی برخلاف باورهای دیرینهٔ مردانگی باشد. برای نمونه، زن میخواهد به دانشگاه برود تا مدرک بگیرد و شما بهعنوان حامی او مراقبت از کودکان را بر عهده میگیرید تا او به کارش برسد. قرار است نقش مراقب را بر عهده بگیرید، با نیازهای بچهها هماهنگ شوید و تدارکات لازم را برای شانه کردن موها و تهیهٔ ناهار بچهها فراهم کنید. از زوجهایی که بر سر این نقشها تعارض دارند میپرسیم: این کار مردانه است یا زنانه؟ پاسخ سنتی «زنانه» است، زیرا مراقبت از بچهها بهطور سنتی به این شکل کدگذاری شده است. حرف ما این است که مراقبت از بچهها به همان اندازه «مردانه» است، زیرا مرد با این کار از همسرش و حق انسانی او برای تحقق آروزهایش محافظت میکند.
فرمول پایهٔ ما برای شروع یک مشاجرهٔ موفق به شرح زیر است: احساس الف را دارم. مشکلم ب است. به ج نیاز دارم. این رویکردی بسیار ساده و درعینحال بسیار مؤثر است و هم در نشستهای بینالمللی و هم پشت میز آشپزخانه جواب میدهد.
باور غلط شمارهٔ ۹: قبل از اینکه بتوانید شخص دیگری را دوست داشته باشید، باید عاشق خودتان باشید.
پیشتر گفتیم و دوباره میگوییم: چیزی به نام «انتقاد سازنده» وجود ندارد. انتقاد همیشه مخرب است.
نکتهٔ مهمی که باید به خاطر بسپاریم این است که در روابط، طرفین رقیب یکدیگر نیستند.
باور غلط شمارهٔ ۴: یکی از ما حق دارد و دیگری در اشتباه است. واقعیت: تجربیات و دیدگاههای هر دو نفر ارزشمند هستند. هر دو حق دارند. مهم این است که بدانیم به مسائل مختلف چگونه نگاه میکنیم، چه احساس و نیازهایی داریم و اینکه آیا میتوانیم حرفهای یکدیگر را بشنویم و به آنها احترام بگذاریم یا خیر. اهمیت این مسائل خیلی بیشتر است.
باور غلط شمارهٔ ۸: هیچکس نمیتواند به شما آسیب بزند، مگر آنکه خودتان اجازه دهید.
فیروزه سخندانی
روانشناس شخصیت و مشاور ازدواج
پژوهشگر و درمانگر مسائل جنسی


دیدگاهها بسته شده است